محمد حسينى همدانى نجفى
4
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و غير از ساحت قدس ربوبى مانند بشر در حركات جوارحى و افعال خود مسخر و مجبور خواهد بود . قول صحيح آنست كه هرگز جوارح حركتى ارادى از آنها صادر نخواهد شد جز باراده و تأثير قلب و چنانچه تأثير قلب نباشد جوارح بمنزله اجسام است كه فاقد حس و حركت خواهند بود مانند اعضاء شخص ميت همچنين قلب ارادهاى نخواهد داشت جز اينكه از ناحيه حق تعالى بوى ادراك و شعور بر درون قلب بتابد و آن را نورانى نمايد هم چنان كه بينائى ديدگان در اثر تابش نيروى درونى قلب است به ديدگان كه در اثر تابش نور بخارج ديدگان موجود و جسم خارجى را مشاهده خواهد نمود و نسبت جوارح درونى و قوا و حواس ظاهرى به قلب كه لطيفه ربوبى است نسبت قلب است بنورانيتى كه از نيروى غيبى ادراكى و الهامى به آن مىتابد . بالاخره نفس و روان انسانى در اثر نيروى قدرت و علم و اراده و ادراك كه از نيروى غيبى بروان تابيده و حق تعالى نيروى ادراك را در روان آفريده روان انسان در اثر نيروى و تابش غيبى افعال و حواس درونى و ظاهرى خود را به كار ميبندد هم چنان كه جوارح در اثر تابش نور از روان به حركت در مىآيند چه حركت ادراكى حواس درونى و چه حركت خارجى كه از جوارح صادر مىشود . و نيز گفته شده از نظر عرفان و دقت نظر توحيدى در باره افعال اختيارى بشر آنست كه حق سبحانه در اثر تابش نيروى ادراكى و حركات جوارحى در روان نورانيت و نور ادراك و شعور ميفكند زيرا روان به خودى خود هرگز فعلى و اثرى از آن صادر نخواهد شد جز آنچه را كه حق تعالى در آن از شعور و حركت ايجاد نمايد . هم چنان كه گفته شده مفاد آيه وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ آنست كه لم يشأ الانسان الا ما شاء اللَّه مفاد آنست كه مشيت و اراده بشر همان ظهور مشيت قاهره كبريائى است هم چنان كه حواس درونى و برونى هرگز احساس و ادراك نخواهد نمود جز آنچه را كه روان احساس و ادراك نمايد بالاخره هم چنان كه جوارح